تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
207
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
به ذات است و در وقت ظهور او بالوحدة التامة ، هر مستشرقى و هر قابل غاسقى فانى مىگردد . اتفاق حكما در علم اجمالى حق تعالى اينك بحث در اين مطلب واقع مىشود كه حق غير از علم تفصيلى داراى يك علم اجمالى است كه علوّ و مجد بارى به آن علم اجمالى است . و اين علم اجمالى مورد اتفاق فريقين - اشراقى و مشائى - از حكماست . اشراقيين با اينكه سرتاسر نظام وجود را از ازل تا ابد بوجوداتها العينيه عين علم فعلى حق مىدانند ، « 1 » در عين حال اين علم فعلى را ، علم تفصيلى او و خارج از ذات وى دانسته و قائل شدهاند به اينكه حق داراى يك علم اجمالى در مرتبهء ذات است كه متحد با ذات بوده و علوّ ذات به اوست . « 2 » و همچنين مشائين كه مناط علم حضرت حق به موجودات عالم را به نحو تفصيل ، صور مرتسمهء تفصيلى موجودات مىدانند كه به نحو ارتسام ، به عنوان قيام « عنه » نه قيام « فيه » قائم به ذات حضرت حق است ، گفتهاند كه اين علم در مرتبهء ذات نبوده و حضرت ذو الجلال و الاكرام واجد يك علم اجمالى كمالى است كه متحد با اوست و علوّ و مجد او به آن علم اجمالى است . « 3 » و الحاصل : فريقين بر اينكه در مرتبهء ذات يك علم اجمالى كمالى است كه در آن اشياء به نحو اجمال نه تفصيل مكشوف مىباشند ، اجماع دارند .
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : تلويحات ، در مجموعهء مصنفات شيخ اشراق ، ج 1 ، ص 70 - 73 و حكمة الاشراق ، در همان مجموعه ، ج 2 ، ص 150 - 153 . ( 2 ) - رجوع كنيد به : مطارحات ، در مجموعهء مصنفات شيخ اشراق ، ج 1 ، ص 486 و تلويحات در همان مجموعه ، ج 1 ، ص 75 . ( 3 ) - رجوع كنيد به : شفا ، بخش الهيات ، ص 496 - 503 ؛ شرح اشارات ، ج 3 ، ص 298 - 307 ؛ التحصيل ، ص 574 - 577 .